الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

617

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

فرمود : پسرم ! هر كدام از آن‌دو را كه دوستدارى برگزين ! حسن خجالت كشيد و پاسخى نداد ! پس حسين عليه السلام فرمود : من خود ، دخترم فاطمه را براى تو انتخاب كردم ، زيرا كه او بيشتر به مادرم فاطمه دختر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله شباهت دارد . حسن‌بن حسن در روز عاشورا به همراه عمويش حسين عليه السلام در كربلا بود ، چون حسين عليه السلام كشته شد و باقيماندهء از اهل‌بيت آن حضرت را اسير كردند ، اسماءبن خارجه آمد و او را از بين اسيران جدا كرد ، و گفت : به خدا سوگند كه نبايد هرگز به پسر خوله « 1 » بدى و سختى برسد ، و عمربن سعد نيز گفت : او را به ابواحسان كه خواهر زاده‌اش است ، واگذاريد ! و مىگويند : او وقتى كه اسير شد ، زخمى برداشته بود كه بهبود يافت . حسن‌بن حسن عليه السلام در سىوپنج سالگى از دنيا رفت ، خدايش بيامرزد ، درحالى كه برادرش زيدبن حسن زنده بود ، برادر مادريش ابراهيم‌بن محمدبن طلحه را وصى خود قرار داد . و چون حسن‌بن حسن از دنيا رفت ، همسرش فاطمه بنت‌الحسين‌بن على عليهما السلام ( به مدت يك سال ) سر قبر او خيمه‌اى زد و شب‌ها را به نماز و روزها را به روزه‌دارى گذراند ! وى در جمال شبيه حورالعين بود . چون مدت يك‌سال سرآمد ، به خدمتكارانش فرمود : وقتى كه شب تاريك شد خيمه را برچينيد ! همين كه تاريكى شب فرارسيد ، شنيدند مناديى مىگفت : آيا آنچه گم كرده بودند ، يافتند ؟ ! و ديگرى در پاسخ او

--> ( 1 ) - ظاهراً اسماءبن خارجه از بستگان مادرى حسن مثنى ( يعنى خوله ) بود ، چون خوله‌از قبيلهء فزاره بود و ابواحسان اسماءبن خارجه نيز از آن قبيله بود .